مادر،

هر کاری کند

اهل خانه هم یاد میگیرند،

مثلا اگر شهید شود...

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و امها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها به عدد ما احاط به علمک..

صدایی به رنگ صدای تو نیست/ به جز عشق نامی برای تو نیست

تن جاده از رفتنت جان گرفت/ رگ راه جز رد پای تو نیست

مزار تو بی مرز و بی انتهاست/ تو پاکی و این خاک جای تو نیست

به تشییع زخم تو آمد بهار/ که جز سبز،رخت عزای تو نیست

کسی کز پی اهل مرهم رود/ دگر شیعه ی زخم های تو نیست

به آن زخم های مقدس قسم/که جز زخم، مرهم برای تو نیست...

پ ن1: شعر از مرحوم قیصر امین پور است ..هر چه فکر کردم زیباتر و متناسب تر از این شعر نیافتم برای این روزها و تقارن هایش..

پ ن2: ازبچگی عاشق گل ها بودم اما فقط این گل پیچک نیلوفر، من را یاد حضرت زهرا ( س) می اندازد.. وقتی خودش را میکشاند به دیوار تا سرپا بایستد.. 

پ ن3: این عکس را از همان دو سال پیش توی فولدر شهدا سیو کردم میدانی؟ مدارکش هم موجود است! نشان به آن نشان که گفتم مطمئنم شهید میشود.. و مامان باز همان جمله همیشگی اش را گفت که "پاک ترین و بهترین جوانهای مملکت به خاطر پست ترین و رذل ترین جوان های مملکت شهید میشوند".. از رد زخم پایین لاله گوشش بگیر بیا روی کاروتید خارجی... و خاطرات اورژانس جراحی و خاطره مریضی که دکتر داوود رگ کاروتید را با دستش گرفت و سوچور زد.. اما علی متفاوت بود چون 15 دقیقه توی خون خودش دست و پا زده بود تا نیمه جان شده بود .. حتی یک نفر دستش را نگذاشته بود روی گردنش تاجلوی خونریزی را کمی ، فقط کمی بگیرد.. تا یکی گذاشته بودش توی همین پراید.. با بیخیالی، بی رحمی.. دستش گرفته بود به در، برش گردانده بود دست را انداخته بود روی تن اش.. بعد هی سرش تاب خورده بود روی شانه اش.. هیچکس دستش را نگذاشته بود روی گردنش.. هیچکس سرش را نگرفته بود توی دست هایش تا انقدر پیچ و تاب نخورد.. تابعد هی بیمارستان به بیمارستان التماس کرده بودند برای پذیرشش.. بعد بهبودی! اول صدایش رفته بود.. بعد ریه اش.. بعد روده هایش.. بعد تمام شده بود.. چیزی که مانده یک مظلومیت بی اندازه است... و" زخم حسین گونه ی" روی گردنش که روز قیامت میتواند نشان حضرت مادر بدهد..  

پ ن4:به خاطر خدا، نصف علی خلیلی، مرد باش...

پ ن 5: فیلم شب حادثه و مجروحیت علی.. من از تهران متنفرم...

  www.netiran.net/Bandeyekhoda/videos/10385