امروز خبر کشتار مسلمانان در شرق آفریقای مرکزی توسط مسیحیان افراطی، همه چیز را از ذهنم برد... صدها مسلمان به مساجد پناه بردند.. اموالشان غارت شده.. تکه تکه و سوزانده میشوند... برای من این عکس کشنده است.. برای منی که بهترین خاطره ها رو از بیماران آفریقاییم در نجف و قم داشتم... برای منی که موقع معاینه از کمرنگ تر بودن کف دست هاشون هیجانزده میشدم.. برای منی که عاشق موهای وز بچه هاشون بودم که به چه سفتی با چند گل سر روی سرشون بسته بودند و به مادراشون غر میزدم که پوست سرشون درد نمیگیره؟... برای پسربچه بخش انکولوژی اطفال که به خاطرش با کتاب اطلس جغرافیا ی 9 سالگیم آشتی کردم و به کتابخانه برش گردوندم... برای منی که میخواست 12 ماه بره آفریقا، این عکس کشنده است... رد خون کف پوتین این مسیحی افراطی توی چشم های منه ... من اینجای عکس رو اول دیدم..

خدایا! مسافر ما دیر کرده، او را برسان...