فی الحال از امتحان عظیم زبان به در آمده و در حال جمع و جور کردن فکر و تنظیم یک برنامه مطالعاتی خفن هستیم!.. هر گونه پیشنهاد شنیده میشود.. 

سه روز روزه نذر گفتمان انقلاب کرده بودم.. بعد نتایج این سه روز به نتیجه امتحان زبانم چنج! شد.. قراره ایندفعه خدا رو بگذارم تو رودر بایسی!..

با تمام قوا از دکتر سوده ط و مقاله مفیدش در وبلاگ سایرن تشکر میکنم.. به خصوص که بعد از چند روز لبخند را آوردند به لبمان.. من نابود شده ی کتاب خاطرات عزت شاهی بودم که انتخابات شروع شد.. بعد امتحان . بعد.. الان حس بسیجی رو دارم که بعد عملیات که همه رفیقاش شهید و لت و پار شدن.. برگشته عقب.. نشسته تو حسینیه حاج همت دوکوهه.. سوت و کور.. وایساده ببینه فرمانده عملیاتی زنده مونده بیاد این چند ده نفر رو جمع کنه بگه باید چکار کنیم یا نع؟! آقا ما مرخصی بگیریم برگردیم شهرمون؟!..