سخت ترین سوال دنیا شاید سوال پسرک 5 ساله ایست که 2 پر چادر مادرش را کنار میزند وجستجوگرانه میگوید پس نی نی مون کو؟!

سخت ترین کار دنیا شاید زنگ زدن به دکتر سونوگرافیست غریبه ای باشد که شماره اش را از یکی از بچه ها گرفته ای تا از توی اتوبوس و بین راه التماسش کنی تا مریض ات را اورژانسی ببیند.. سخت تر وقتی ست که میگوید جنین صدای قلب و حرکت ندارد و تو آنقدر گریه میکنی که رادیولوژیست ندیده و کمک راننده اتوبوس را در حیرت فرو میبری..

سنگین ترین بار دنیا برداشتن آب زمزم و تربت سیدالشهدا و لباس های نوزادیست که دست نخورده به خانه برمیگردند..

سخت است با هزار ذوق و شعف و شادی و چشم انتظاری 8 ماه و 27 روزه، بروی بیمارستان و با چشم های سرخ و پلکهای ورم کرده و دست خالی به خانه برگردی..

در لحظاتی که از راه دور منتظر سونو گرافی بودم و فقط به ماه وسط آسمان نگاه میکردم و خدا را به حق مولود های عزیز این ماه عزیز قسم میدادم، تا وقتیکه رادیو لوژیست گفت "هیچ صدایی نمیشنوم.. هیچ صدایی".. کمرم تیر میکشید، انگشت هام میلرزید، صدای تپش قلبم را میشنیدم... تو فکر کن ما بچه های توی خیمه..

شب تولد علی اصغر (ع)، نی نی ما از کم آبی مرد.. سه روز قبل از اینکه به این دنیا بیاید.. لطفا برای مادرش دعا کنید..