با شما هستم بزرگوار! به جای اینکه در صد تا سوراخ قایم بشوی و در زیر زمین و پستو و پشت کوه و درون چاله و .. قمه بزنی، روی شیشه های خورد شده غلت بزنی، با زنجیر تیغ دار زنجیر بزنی، روی ذغال گداخته راه بروی، روی تیغ و خار بالا و پایین بپری، بلند شو و مثل یک مرد برو و با داعش بجنگ. ولله اینطور خون نجس ات به درد این دستگاه خواهد خورد و به جای اینکه آبروی حسین بن علی(ع) و شیعیانش را حراج کنی، خودت، خود خودت و خونت طاهر میشوید..

جهان یکسره فریاد میشد

اگر روضه خوان ها

حرفهایت را میشمردند

 نه زخم هایت را..

(شعر از سعید بیابانکی/ کتاب نامه های کوفی)

پ ن1: فقط خدا میداند "آسید ابوالحسن اصفهانی" را چقدر دوست دارم.. قصه ی آشنایی مان بماند برای بعد.. قبرش را در حجر ه های روبروی ایوان طلای نجف یافتم.. سال بعد عکسش را هم همانجا دیدم.. بعد که توی کتابی خواندم حضرت حجت (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) اگر میخواسته اند به خواب کسی مشرف بشوند به چهره ایشان بوده، عشقم به ایشان بیشتر شد.. این جمله حضرت که گفته اند "خودت را برای مردم ارزان کن" خطاب به ایشان است و بعدش همیشه در خانه اش به روی مردم باز بوده.. بعد که فهمیدم پسرشان (سید حسین) شهید شده و پیش خودشان دفن است محبت بین مان بیشتر شد.. هربار که میرفتم حرم امیرالمومنین(ع) زیارتشان میکردم.. امروز در  سایت فتن خواندم که آقا فتوا دادند بر علیه قمه زنی.. اینکه حرام است.. یک افغانی را فرستادند سر پسر آقا (سید حسین) را گوش تا گوش، سر نماز برید... تا دیگر هیچ مرجعی جرات نکند علیه قمه زنی فتوا بدهد!..

پ ن2: یه طلبه ی جوون اومد با آزمایش هپاتیت مثبت! عاشورا با قمه ی مشترک! و آلوده قمه زده بود.. میگفت حالا بیماری یه طرف، بگم چه جوری گرفتم؟! کی باور میکنه ارتباط نداشتم.. چطور ازدواج کنم؟..  اینها را میگفتم برای پسر نوجوانی که دور از چشم خانواده در کربلا قمه زده بود و یک انگشت لای زخم سرش جا میشد و حاضر نبود بخیه اش کنیم.. میگفت پشیمونم و اشتباه کردم و جو گیر شدم.. اما همراه جوانش که از چهارفرسخی معلوم بود معتاد است و قمه زن حرفه ای کانه سنگ! جمود فکری خالص.. رای پسرک را میزد و منصرفش میکرد.. نگذاشت بخیه بزنیم میترسید قمه زنی اش بی تاثیر بشود!!