یک چیزهایی را قلم نمیتواند بنویسدشان حتی.. علم برایش هیچ توضیحی ندارد.. در کلاس بیهوشی، استاد نمودار میزان درد را درس میداد.. دندان درد.. درد زایمان.. انفارکتوس میوکارد.. سنگ کلیه.. دایسکشن آئورت.. ساب آراکنوءید هموریج.. بالاترین میزان درد اما برای قطع عضو هم نیست حتی، برای " کنده شدن عضوی از بدن " است و بالاتر از آن "درد از دست دادن فرزند" برای مادر است.. بالاتر از این درد را هیچ دانشمندی اندازه گیری نکرده.. یک چیزی باید باشد در رابطه بین یک مادر و یک فرزند که جداییشان به حسب ظواهر زندگی دنیا ، اینقدر "دردناک" باشد.. کشنده باشد.. حالا هرچه آن فرزند ماه تر، زلال تر، پاک تر و جوانتر باشد، غم اش هولناک تر میشود.. میکشد..دقمرگ میکند مادر را.. این عکس آخرین لحظات وداع مادر شهید علی خلیلی  با اوست.. چطور نشسته بالای جسم 44 کیلویی شده جوانش؟.. چطور دستش را میکشد به صورت فرزند دلبندش؟.. چطور وداع میکند با جگر گوشه  اش در همهمه ی اشک ها و تکبیر ها؟.. چطور او را میگذارد همان جا و چطور از این گودال بالا می آید، تنها ؟ چطور دست خاکیش را میگذارد روی یک زانویش و با دست دیگر چادرش را محکم میگیرد روی سرش ،لرزش زانو ها را چطور میشود پنهان کرد؟ در این سیر و سلوک ،از این دل کندن و بیرون آمدن از گودال.. من مادری را میبینم که به وضوح و براستی "زینب" شده است...

آرزو میکنم این روزها.. خودم را میگذارم جای علی و مامان را هم تصور میکنم در همین نقطه.. به خدا قسم که او هم مرا شرمنده نخواهد کرد.. بیخود نیست که میگویی بعد شهادت علی خلیلی شجاع شدی!.. ببین دیگر از چیزی نمیترسم.. این قسمت دوم از پاسخ به سوال دکتر الهه است.. احادیث را از سایت رهپویان معروف جمع آوری کرده ام و همه شان را گذاشتم اینجا تا بیمارستان از نورشان روشن و پاک بشود و اگر راستش را بخواهی از پاسخ امام محمد باقر(ع) در آن حدیث نجات یک مومن یا گنجشک خیلی خوشم آمده..

۱) آیا تا به حال قطره را با دریا مقایسه کرده ای؟

امیر المؤمنین علی (ع): «مَا أَعْمَالُ الْبِرِّ کُلُّهَا وَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ إِلَّا کَنَفْثَهٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی‏.»

تمام کارهاى نیکو، و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهى از منکر، چونان قطره‏اى  بر دریاى موّاج و پهناور است‏. ترجمه نهج البلاغه آقای دشتی حکمت ۳۷۴

۲) عزت انسان در گرو امر به معروف و نهی از منکر

امام باقر (ع): «الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ نَصَرَهُمَا أَعَزَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ خَذَلَهُمَا خَذَلَهُ اللَّهُ.»

امر به معروف و نهى از منکر، دو آفریده از آفریده‏هاى خداوند عزوجل هستند، کسى که آن دو را یارى کند خداوند او را عزیز نماید، و کسى که آنها را تحقیر نماید خداوند عزّ و جل ذلیل و خوارش گرداند. بحارالأنوار ج :۹۷ ص : ۷۵ ح۲۱

۳) یکی از صفات متقین

امیر المؤمنین علی (ع) در شرح حال پرهیزگاران می فرمایند‏ :.. بَطِی‏ءٌ عَنِ الْمُنْکَرَاتِ،  یَأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَى عَنِ الْمُنْکَر
از زشتى ها به دور می باشد و امر به معروف و نهى از منکر می کند .. تحف العقول ، ترجمه جنتى ، صفحه ۱۵۳

۴) غیر از این چاره ای نداریم!!

امام حسین (ع): «لا یحل لعین مؤمنه ترى الله یعصى فتطرف حتى تغیره.»

بر هیچ چشم مؤمنی حلال نیست ببیند خداوند متعال عصیان و مخالفت می شود و
از آن چشم پوشی کند مگر اینکه آن را تغییر دهد. امالی شیخ طوسی  صفحه 55

برکات امر به معروف:

5) سعادت دنیا وآخرت

امام باقر(ع): إنَّ الأمرَ بِالمَعروفِ وَ النَّهیَ عَنِ المُنکَرِ سَبیلُ الأنبیاءِ ، وَمِنهاجُ الصُّلَحاءِ ، فَریضَهٌ عَظیمَهٌ بِها تُقامُ الفَرائضُ ، وتَأمَنُ المَذاهِبُ، وتَحِلُّ المَکاسِبُ ، وتُرَدُّ المَظالِمُ ، وَتَعمُرُ الأرضُ ، وَیُنصَفُ مِنَ الأعداءِ ، وَیَستَقیمُ الأمرُ.

امر به معروف و نهى از منکر راه و روش پیامبران و شیوه صالحان است و فریضه بزرگى است که دیگر فرایض به واسطه آن بر پا مى‏شود، راه‏ها امن مى‏گردد و درآمدها حلال مى‏شود و حقوق پایمال شده به صاحبانش برمى‏گردد، زمین آباد مى‏شود و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‏شود و کارها سامان مى‏پذیرد. کافى، ج۵، ص۵۶، ح۱

6) تمامى واجبات چه آسان و چه مشکلش پایدار و استوار مى‏گردد.

امام حسین (ع): «اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ … و قال (الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ) فَبَدَأَ اللَّهُ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ فَرِیضَهً مِنْهُ لِعِلْمِهِ بِأَنَّهَا إِذَا أُدِّیَتْ وَ أُقِیمَتْ
اسْتَقَامَتِ الْفَرَائِضُ کُلُّهَا هَیِّنُهَا وَ صَعْبُهَا وَ ذَلِکَ أَنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ دُعَاءٌ إِلَى الْإِسْلَامِ مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ وَ مُخَالَفَهِ الظَّالِمِ وَ قِسْمَهِ الْفَیْ‏ءِ وَ  لْغَنَائِمِ وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِی حَقِّهَا.»

اى مردم از پند و اندرزى که خداوند به دوستان‏ خود می نماید عبرت بگیرید … و آنجا که می فرماید: «مردان و زنان مؤمن دوستان و یاوران یک دیگرند، به کار نیک و پسندیده فرمان‏ مى‏دهند، و از کار زشت و ناپسند باز مى‏دارند. “توبه: ۷۱″»، بنا بر این خداوند به «امر به معروف» و «نهى از منکر» بعنوان فریضه‏اى از جانب خود سخن آغاز فرمود، به خاطر اینکه او بر این مطلب واقف بود که اگر حقّ این دو مطلب ادا شده و تحقّق پذیرد و برپا ماند، تمامى واجبات چه آسان و چه مشکلش پایدار و استوار مى‏گردد. چرا که آن دو فراخوان و دعوتى است به اسلام، همراه با دفع ستمگریها، و مخالفت با ستمگران، و تقسیم کردن بیت المال، و پخش غنائم، و دریافت زکات از جاى خود، و پرداخت آن به محلّ مصرفش‏. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۹ ح۳۷

7) پشتیبانی از مؤمنان

امیر المؤمنین (ع): مَنْ اَمَرَ بَالْمَعْرُوفِ شدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنینَ.

کسى که امر به معروف کند، پشتِ مؤمنان را محکم کرده است. غرر الحکم موضوعى، ج ۲، ص ۲۲

8) شریک شدن در کار خیر

رسول خدا (ص): مـَنْ اَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهى عَنْ مُنـْکَرٍ أَوْدَلَّ عَلى خَیْرٍ اَوْ أَشارَ بِهِ فَهُوَ شَریکٌ.

هرکس دیگرى را به کار نیکى امر کند یا او را از کار زشتى باز دارد یا اینکه او را به خیرى راهنمائى نماید و یا به آن اشاره نماید در آن کار شریک خواهد بود. وسایل الشیعه ج۱۱ ص۳۹۸

9) اهل معروف شدن

امیر المؤمنین علیه‏ السّلام: اُؤْمُر بِالْمَعْرُوفِ تَکُنْ مِنْ اَهْلِهِ.

امر به معروف کن تا از اهل معروف شوى. غرر الحکم موضوعى، ج ۱، ص۹۹

10) پایداری شریعت

امیر المؤمنین (علیه السلام): قِوامُ الشَّریعَهِ الأمرُ بِالمَعرُوفِ والنَّهیُ عَنِ المُنکَرِ و إقامَهُ الحُدودِ؛

استوارى شریعت ، به امر به معروف و نهى از منکر و برپاداشتن حدود الهی است. میزان الحکمه ، ح ۱۲۶۸۸

نتیجه ترک امر به معروف و نهی از منکر:

11) هر چه دارید از دست می دهید!!

رسول خدا(ص): «لَا یَزَالُ النَّاسُ بِخَیْرٍ مَا أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ فَإِذَا لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ نُزِعَتْ عَنْهُمُ الْبَرَکَاتُ وَ سُلِّطَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ نَاصِرٌ فِی الْأَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ.»

تازمانی که مردم امر به معروف و نهى از منکر کنند، ویکدیگر را درکار نیک یارى دهند، در خیر و برکت هستند؛ و چون چنین نکنند، برکات از ایشان گرفته مى‏شود، و بعضى از آنان بر بعضى دیگر مسلّط خواهند شد، و دیگر یاورى در زمین و آسمان نخواهند داشت‏. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۹۴ ح۹۵

12) تسلط اشرار و عدم استجابت دعاء

امیر المؤمنین علی (ع): « لَا تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُم.»

امر به معروف و نهى ‏از منکر را ترک نکنید که اگر ترک کردید اشرار بر شما مسلط خواهند شد؛ [آن‏جا که نیکى، دعوت کننده و بدى، نهى کننده نداشته باشد، اشرار برسرکار مى‏آیند و زمام حکومت را دردست مى‏گیرند.] بعد شما دعا مى‏کنید [که خدایا، ما را ازشرّ این بدها نجات بده!] خدا دعاى شما را مستجاب نمى‏کند. نهج البلاغه نامه ۴۷

13) فراگیر شدن عذاب

رسول خدا(ص): «لَتَأْمُرُنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لَتَنْهُنَّ عَنِ الْمُنْکَرِ أَوْ لَیَعُمَّنَّکُمْ عَذَابُ اللَّه»

باید مجدّانه و مصرّانه امر به معروف و نهی از منکر کنید و گرنه قطعاً و مسلماً عذاب خداوند همه شما را فرا خواهد گرفت. وسائل‏الشیعه ج۱۶ ص۱۳۵

14)به جهت سنگدلی...

امام صادق(ع): «کَانَ رَجُلٌ شَیْخٌ نَاسِکٌ یَعْبُدُ اللَّهَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ فَبَیْنَا هُوَ یُصَلِّی وَ هُوَ فِی عِبَادَتِهِ إِذْ بَصُرَ بِغُلَامَیْنِ صَبِیَّیْنِ إِذْ أَخَذَا دِیکاً وَ هُمَا یَنْتِفَانِ رِیشَهُ
فَأَقْبَلَ عَلَى مَا هُوَ فِیهِ مِنَ الْعِبَادَهِ وَ لَمْ یَنْهَهُمَا عَنْ ذَلِکَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ أَنْ سِیخِی بِعَبْدِی فَسَاخَتْ بِهِ الْأَرْضَ وَ هُوَ یَهْوِی فِی الدُّرْدُورِ أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ
الدَّاهِرِینَ.»

در میان بنى اسرائیل پیر مردى عابد و زاهد بود، روزى وقتى در حال نماز بود چشمش به دو پسر بچه افتاد که خروسى گرفته بودند و پرهاى او را مى‏کندند، مرد عابد توجّهى نکرد و آنها را از این عمل نهى ننمود، خداوند به زمین وحى نمود: بنده مرا در زمین فرو ببر، زمین هم او را در کام خود کشید و او به جهت این سنگدلى تا قیام قیامت در زمین فرو خواهد رفت. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص:88 ج: ۶۷

15) اقوام گذشته به خاطر ترک امر به معروف هلاک شدند.

امیر المؤمنین علی(ع): «إِنَّهُ لَمْ یَهْلِکْ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنَ الْأُمَمِ إِلَّا بِحَیْثُ مَا أَتَوْا مِنَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ فَلَمَّا تَمَادَوْا فِی الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَمَّهُمُ اللَّهُ بِعُقُوبَهٍ فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ قَبْلَ أَنْ یَنْزِلَ بِکُمْ مِثْلُ الَّذِی نَزَلَ بِهِم‏.»

همانا علت هلاکت اقوام و ملت های گذشته چیزی نبوده جز اینکه آنها مرتکب گناهانی شدند و مربیان و علماءشان آنها را نهی از منکر نکردند؛ پس به خاطر همین عذاب خداوند متعال همه آنها را فرا گرفت؛ بنابر این قبل از اینکه اتفاقاتی که برای آنها پیش آمده بر سر شما بیاید امر به معروف و نهی از منکر کنید. بحارالأنوار ج: ۹۷ ص: ۹۰ ح۷۶

16) جهت عذاب نیکان چیست؟!

امیر المؤمنین علی(ع): أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى جَلَّتْ قُدْرَتُهُ إِلَى شُعَیْبٍ ع أَنِّی مُهْلِکٌ مِنْ قَوْمِکَ مِائَهَ أَلْفٍ أَرْبَعِینَ أَلْفاً مِنْ شِرَارِهِمْ وَ سِتِّینَ أَلْفاً مِنْ خِیَارِهِمْ فَقَالَ ع هَؤُلَاءِ الْأَشْرَارُ فَمَا بَالُ الْأَخْیَارِ فَقَالَ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی فَلَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی .

خداوند عزوجل بشعیب پیغمبر وحى فرمود که البته من صد هزار نفر از امت تو را عذاب خواهم نمود چهل هزار از اشرار و بدکاران و شصت هزار از نیکان را، پس شعیب عرض کرد پروردگارا این گروه اشرار مستحق و سزاوار عذابند پس جهت عذاب نیکان چیست؟ خداوند فرمود: همانا نیکوکاران در نصیحت و باز داشتن گناهکاران از اعمال زشتشان سستى و سهل انگارى و سازش نمودند و بجهت غضب من بر ایشان، غضب و خشم نکردند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۸۱ ح۳۹

17)به خاطر من نسبت به هیچ گناهی ، خشمگین نشده..

امام صادق(ع): إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مَلَکَیْنِ إِلَى أَهْلِ مَدِینَهٍ لِیَقْلِبَاهَا عَلَى أَهْلِهَا فَلَمَّا انْتَهَیَا إِلَى الْمَدِینَهِ وَجَدَا رَجُلًا یَدْعُو اللَّهَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِلْآخَرِ أَ مَا تَرَى هَذَا الدَّاعِیَ فَقَالَ قَدْ رَأَیْتُهُ وَ لَکِنْ أَمْضِی لِمَا أَمَرَنِی بِهِ رَبِّی فَقَالَ وَ لَکِنِّی لَا أُحْدِثُ شَیْئاً حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى رَبِّی فَعَادَ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی انْتَهَیْتُ إِلَى الْمَدِینَهِ فَوَجَدْتُ عَبْدَکَ فُلَاناً یَدْعُوکَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْکَ فَقَالَ امْضِ لِمَا أَمَرْتُکَ فَإِنَّ ذَلِکَ رَجُلٌ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهُهُ غَضَباً لِی قَطُّ.

خداوند متعال دو فرشته را مأمور کرد تا شهری را با اهلش ویران کنند؛ زمانیکه به شهر رسیدند فردی را یافتند که در حال دعا و تضرع در برابر خداوند بود؛ یکی از آن دو فرشته به دیگری گفت این فرد عابد را نمی بینی [آیا می خواهی شهر را با او ویران کنی]؛ آن دیگری گفت می بینمش ولی آنچه را که خدا به من دستور داده انجام میدهم؛ آن ملک گفت ولی من تا زمانی که از خداوند متعال کسب تکلیف نکنم دست به کاری نمی زنم؛ پس به خداوند متعال عرض کرد در آن شهر فردی را دیدم که در حال عبادت و تضرع بود [آیا با وجود آن شهر را ویران سازیم؟] خداوند فرمود به آن چیزی که دستور دادم عمل کنید چون آن فرد به هیچ عنوان به خاطر من [نسبت به هیچ گناه و خطایی] غضبناک و خشمگین نشده است [و هیچ اقدامی در تغییر آن گناهان انجام نداده است.] بحارالأنوار ج : ۹۷ ص: ۸۶ ح۶۰

18) خذلان الهی

امام باقر(ع): الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ نَصَرَهُمَا أَعَزَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ خَذَلَهُمَا خَذَلَهُ اللَّهُ.

امر به معروف و نهى از منکر، دو آفریده از آفریده‏هاى خداوندند، کسى که آن دو را یارى کند (موجبات این دو امر مهم را فراهم سازد) خداوند او را عزیز نماید، و کسى که ارزش آنها را حفظ نکند خداوند عزّ و جل ذلیل و خوارش گرداند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص: ۷۵ ح۲۱

19) بغض و لعن خداوند متعال

رسول خدا(ص): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعِیفَ الَّذِی لَا زَبْرَ لَهُ فَقَالَ هُوَ الَّذِی لَا یَنْهَى عَنِ الْمُنْکَرِ.

همانا خداوند تبارک و تعالى مؤمن ضعیفى را که عقل رهبرش نیست دشمن مى‏دارد
سپس حضرت فرمودند او کسی است که نهی از منکر نمی کند. بحارالأنوار ج ۹۷ص:۷۷

20) پس خداوند خردمندان را به خاطر ترک نهی از منکر لعنت کرد..

امیر المؤمنین علی(ع): فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِیَ بَیْنَ أَیْدِیکُمْ إِلَّا لِتَرْکِهِمُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُکُوبِ الْمَعَاصِی وَ الْحُکَمَاءَ لِتَرْکِ التَّنَاهِی.

همانا خداى سبحان- مردم- دوران گذشته را از رحمت خود دور نفرمود، مگر براى آنکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند پس خدا بیخردان را به خاطر نافرمانى کردن، و خردمندان را به خاطر ترک نهی از منکر لعنت کرد. بحارالأنوار ج: ۹۷ ص: ۹۰ ح۷۳

21) وای بر افرادی که ..

امام صادق (ع): وَیْلٌ لِقَوْمٍ لَا یَدِینُونَ اللَّهَ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَر.

وای بر افرادی که در امر به معروف و نهی از منکر خداوند متعال را اطاعت نمی کنند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۹۱ ح۸۱

22) ابراز دشمنی با خداوند متعال

امام صادق(ع): إِذَا رَأَى الْمُنْکَرَ وَ لَمْ یُنْکِرْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَى اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ بِالْعَدَاوَهِ.

هنگامى که انسان منکر و کارهاى زشتى را ببیند و با داشتن قدرت از آن جلوگیرى نکند معلوم مى‏شود که دوست‏ دارد معصیت و گناه باشد و آن کس که دوست داشته باشد معصیت خدا بشود به دشمنى و مبارزه علنى با خدا برخاسته است. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۳ ح۷

23) نخستین مجازات: نقصان روزی

امام صادق(ع): أَیُّمَا نَاشٍ نَشَأَ فِی قَوْمٍ ثُمَّ لَمْ یُؤَدَّبْ عَلَى مَعْصِیَهٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوَّلَ مَا یُعَاقِبُهُمْ فِیهِ أَنْ یَنْقُصَ مِنْ أَرْزَاقِهِمْ.

هر جوانى و نوجوانى که در میان افراد خانواده و آشنایان خود بزرگ شود، و به خاطر گناهى که از او سر مى‏زند توسط آنان، [سرزنش و نکوهش و] تأدیب نگردد، خداوند متعال نخستین مجازاتى که برایشان در نظر مى‏گیرد، کاستن روزى آنهاست‏. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۸ ح۳۲

24) اعلان جنگ با خداوند متعال

رسول خدا(ص): إِذَا تَرَکَتْ أُمَّتِی الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ فَلْیُؤَذِّنْ بِوِقَاعٍ مِنَ اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ.

هر گاه امت من امر به معروف و نهى از منکر را ترک کنند پس باید اعلان جنگ با پروردگار بنماید. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۸ ح۳۳

25) مرده متحرک

امیر المؤمنین علی (ع): مَنْ تَرَکَ إِنْکَارَ الْمُنْکَرِ بِقَلْبِهِ وَ یَدِهِ وَ لِسَانِهِ فَهُوَ مَیِّتُ الْأَحْیَاء.

هر کس منکرى را مشاهده کند و با قلب و دست و زبانش از آن نهى نکند او یک مرده‏اى است که در میان زندگان حرکت مى‏کند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۹۴ ح۹۶

26) تحقیر دین و گسترش فساد

رسول خدا(ص) : إِنَّ الْمَعْصِیَهَ إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تُضِرَّ إِلَّا عَامِلَهَا وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِیَهً وَ لَمْ یُغَیَّرْ عَلَیْهِ أَضَرَّتِ الْعَامَّهَ قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه الصلاه و السلام وَ ذَلِکَ أَنَّهُ یُذِلُّ بِعَمَلِهِ دِینَ اللَّهِ وَ یَقْتَدِی بِهِ أَهْلُ عَدَاوَهِ اللَّهِ.

تردیدى نیست که اگر بنده‏اى در پنهان (از اوامر و نواهى حق) نافرمانى کند، پى آمد و زیان آن تنها گریبانگیر خود او خواهد شد. ولى اگر آشکارا چنین کار ناشایسته‏اى را انجام دهد و مورد سرزنش مردم قرار نگیرد، آثار سوء ناشى از آن، دامنگیر عموم مردم و زیان آن فراگیر خواهد شد.

سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: و این بدین جهت است که او (در واقع) با این کار (ناپسند) دین خدا را خوار و کوچک شمرده، و خود را در موقعیتى قرار داده است که دشمنان خدا از رفتار او پیروى کنند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۸ ح۳۵

27) ذلت و خواری در میان مردم

پیامبر اکرم (ص): یَظْهَرُ فِی أُمَّتِی الْخَسْفُ وَ الْقَذْفُ قَالُوا مَتَى یَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ … إِذَا قَلَّ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ اسْتُبِیحَ الْحَرِیمُ.

ذلت و خوارى و تهمت در میان امت من ظاهر و آشکار مى‏شود، عرض کردند: اى رسول خدا در چه زمانى این اتفاق خواهد افتاد، فرمود: هر گاه امر به معروف کم شود محرّمات و کارهاى حرام مباح شمرده مى‏شود. إرشاد القلوب إلى الصواب ، ج‏۱،ص۳۹

28) جای معروف و منکر با هم عوض می شود!

پیامبر اکرم(ص) : کَیْفَ بِکُمْ إِذَا فَسَدَ نِسَاؤُکُمْ وَ فَسَقَ شُبَّانُکُمْ وَ لَمْ تَأْمُرُوا  ِالْمَعْرُوفِ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَقِیلَ لَهُ وَ یَکُونُ ذَلِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْکَرِ وَ نَهَیْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ یَکُونُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا رَأَیْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْکَراً وَ الْمُنْکَرَ مَعْرُوفاً.

چه خواهید کرد موقعى که زنان شما دچار فساد اخلاق شوند و جوانان شما به گناه آلوده گردند و از امر بمعروف و نهى از منکر خوددارى کنند؟! عرض شد: یا رسول اللَّه آیا چنین وضعى براى مسلمین پیش مى‏آید؟! فرمود بلى و بدتر از آن.

چه خواهید کرد موقعى که مردم را بگناه امر کنید و از نیکیها نهى نمائید؟!
عرض کردند یا رسول اللَّه آیا چنین وضعى پیش آمد میکند؟! فرمود بلى و بدتر از آن.

چه خواهید کرد وقتى در نظر شما نیکیها گناه و منکر شناخته شود و منکرات و
گناهان را نیک و پسندیده بدانید؟ بحارالأنوار ج: ۹۷ ص ۷۴ ح۱۴

مراحل امر به معروف و نهی از منکر:

۱) انکار قلبی منکر

پیامبر اکرم(ص): سَتَکُونُ فِتَنٌ لَا یَسْتَطِیعُ الْمُؤْمِنُ أَنْ یُغَیِّرَ فِیهَا بِیَدٍ وَ لَا لِسَانٍ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ فِیهِمْ یَوْمَئِذٍ مُؤْمِنُونَ قَالَ نَعَمْ قَالَ فَیَنْقُصُ ذَلِکَ مِنْ
إِیمَانِهِمْ شَیْ‏ءٌ قَالَ لَا إِلَّا کَمَا یَنْقُصُ الْقَطْرُ مِنَ الصَّفَا إِنَّهُمْ یَکْرَهُونَهُ بِقُلُوبِهِمْ.

بزودى فتنه‏هایی باشد که مؤمن نتواند آنها را با زبان یا دست تغییر دهد.

امیر المؤمنین علی(ع) پرسیدندآن روز در میان آنها مؤمنین می باشد؟

حضرت فرمودند آرى؛

سپس امیر المؤمنین عرض کردند: این وضع از ایمانشان چیزى می کاهد؟

 فرمودند: نه جز بمانند آنچه باران از سنگ بکاهد، [زیرا] آنان در دلشان آن وضع را دوست ندارند [و با آن مخالفند.] بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۷ ح۲۹

پیامبراکرم(ص): مَنْ شَهِدَ أَمْراً فَکَرِهَهُ کَانَ کَمَنْ غَابَ عَنْهُ وَ مَنْ غَابَ عَنْ أَمْرٍ فَرَضِیَهُ کَانَ کَمَنْ شَهِدَهُ

کسی که شاهد کاری باشد ونا راضی از آن گویا حضور نداشته، و کسی که در آن کار حضور نداشته و به آن راضى باشد گویا حضور داشته است. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص۸۱ ح۳۸

امام صادق (ع): «حَسْبُ الْمُؤْمِنِ غَیْراً إِنْ رَأَى مُنْکَراً أَنْ یَعْلَمَ اللَّهُ مِنْ نِیَّتِهِ أَنَّهُ لَهُ کَارِهٌ.»

در غیرت مؤمن همین بس که خداوند متعال او را در مواجهه با منکر ناراحت ببیند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۹۲ ح۸۵

امام صادق (ع): کُلُّ مَن لَم یُحِبُّ عَلَی الدّینِ وَ لَم یَبغِض عَلَی الدّینِ فَلا دینَ لَهُ.

هر کس که بخاطر دین محبت نورزد و بخاطر دین خشمگین نگردد دین ندارد. کافی/ ج۲/ ص ۱۲۷

۲) امر به معروف با رفتار

امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه «کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ؛ آنها از اعمال زشتى که انجام مى‏دادند یکدیگر را نهى نمى‏کردند چه بدکارى انجام مى‏دادند.» فرمودند: أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا یَدْخُلُونَ مَدَاخِلَهُمْ وَ لَا یَجْلِسُونَ مَجَالِسَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا إِذَا لَقُوهُمْ ضَحِکُوا فِی وُجُوهِهِمْ وَ أَنِسُوا بِهِمْ.

این دسته [که خداوند از آنها مذمت کرده] هرگز در کارها و مجالس گناهکاران شرکت نداشتند، بلکه فقط هنگامى که آنها را ملاقات مى‏کردند، در صورت آنان مى‏خندیدند و با آنها مانوس بودند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۸۵ ح۵۶

امام صادق (ع) خطاب به حارث بن مغیره می فرمایند: أَمَا لَیُحْمَلَنَّ ذُنُوبُ سُفَهَائِکُمْ عَلَى عُلَمَائِکُمْ ثُمَّ مَضَى قَالَ ثُمَّ أَتَیْتُهُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لِمَ قُلْتَ لَیُحْمَلَنَّ ذُنُوبُ سُفَهَائِکُمْ عَلَى عُلَمَائِکُمْ فَقَدْ دَخَلَنِی مِنْ ذَلِکَ أَمْرٌ عَظِیمٌ فَقَالَ لِی نَعَمْ مَا یَمْنَعُکُمْ إِذَا بَلَغَکُمْ عَنِ الرَّجُلِ مِنْکُمْ مَا تَکْرَهُونَهُ مِمَّا یَدْخُلُ بِهِ عَلَیْنَا الْأَذَى وَ الْعَیْبُ عِنْدَ النَّاسِ أَنْ تَأْتُوهُ فَتُؤَنِّبُوهُ وَ تَعِظُوهُ وَ تَقُولُوا لَهُ قَوْلًا بَلِیغاً فَقُلْتُ لَهُ إِذاً لَا یَقْبَلَ مِنَّا وَ لَا یُطِیعَنَا قَالَ فَقَالَ فَإِذاً فَاهْجُرُوهُ عِنْدَ ذَلِکَ وَ اجْتَنِبُوا
مُجَالَسَتَهُ.

«بار گناهان نادانان شما بر دوش علماى شما است»

(حارث) گوید: سپس به نزد او رفتم و اجازه خواستم و گفتم: فدایت شوم چرا گفتى «بار گناهان نادانان شما بر دوش علماى شما است؟»، این سخن بر من گران آمده است! گفت: «آرى! هنگامى که از مردى چیزى ناخوشایند مى‏شنوید- یعنى از چیزهایى که مایه آزار ما و عیب پیش مردمان مى باشد- چه مانعى دارد که نزد او بروید و او را سرزنش و موعظه کنید و با او به اندازه لازم سخن بگویید؟». گفتم: در این صورت از ما نمى‏پذیرد و اطاعت نمى‏کند.

گفت: «در آن صورت او را رها کنید و از همنشینى با او دورى ورزید!». بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۸۵ ح۵۸

۳) امر به معروف با زبان و دست

پیامبر اکرم (ص): مَنْ رَأَى مُنْکَراً فَلْیُنْکِرْهُ بِیَدِهِ إِنِ اسْتَطَاعَ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ فَحَسْبُهُ أَنْ یَعْلَمَ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنَّهُ لِذَلِکَ کَارِهٌ.

هر کس منکری را ببیند، اگر بتواند باید با دست و قدرت جلو آن را بگیرد و اگر نتوانست چنین کند پس با زبانش او را باز دارد و اگر با زبان هم نتواست همین که خداوند متعال ببیند در قلبش از این کار ناراضی است کافی است. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۸۵ ح۵۷

نکات مهم برای آمر به معروف و ناهی از منکر:

1) از اصلاح خویش غفلت  نکند.

پیامبر اکرم(ص): «کَفَى بِالْمَرْءِ عَیْباً أَنْ یَنْظُرَ مِنَ النَّاسِ إِلَى مَا یَعْمَى عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ.»

همین عیب براى آدمى بس که عیبى را در مردم ببیند که از دیدن همان عیب در خود کور باشد. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۶ ح۲۳

امام صادق (ع): «إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ حَسْرَهً یَوْمَ الْقِیَامَهِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ  َالَفَهُ إِلَى غَیْرِهِ.»

از جمله کسانى که روز قیامت حسرت بیشترى مى‏خورند، آن کسى است که حق و عدالت را مى‏ستاید، ولى بر خلاف آن قدم برمى‏دارد. الکافی ج : ۲ ص : ۳۰۰ ح۳

۲) نسبت به معروف و منکر و روش امر و نهی آگاهی های لازم داشته باشد.

پیامبراکرم(ص): صَاحِبُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ یَحْتَاجُ إِلَى أَنْ یَکُونَ عَالِماً بِالْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَارِغاً مِنْ خَاصَّهِ نَفْسِهِ عَمَّا یَأْمُرُهُمْ بِهِ وَ یَنْهَاهُمْ عَنْهُ نَاصِحاً لِلْخَلْقِ
رَحِیماً رَفِیقاً بِهِمْ دَاعِیاً لَهُمْ بِاللُّطْفِ وَ حُسْنِ الْبَیَانِ عَارِفاً بِتَفَاوُتِ أَخْلَاقِهِمْ لِیُنَزِّلَ کُلًّا مَنْزِلَتَهُ بَصِیراً بِمَکْرِ النَّفْسِ وَ مَکَایِدِ الشَّیْطَانِ صَابِراً عَلَى مَا یَلْحَقُهُ لَا یُکَافِیهِمْ بِهَا وَ لَا یَشْکُو مِنْهُمْ وَ لَا یَسْتَعْمِلُ الْحَمِیَّهَ وَ لَا یَغْتَاظُ لِنَفْسِهِ مُجَرِّداً نِیَّتَهُ لِلَّهِ مُسْتَعِیناً بِهِ وَ مُبْتَغِیاً لِوَجْهِهِ فَإِنْ خَالَفُوهُ وَ جَفَوْهُ صَبَرَ وَ إِنْ وَافَقُوهُ وَ قَبِلُوا مِنْهُ شَکَرَ مُفَوِّضاً أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ نَاظِراً إِلَى عَیْبِهِ.

هر که مى‏خواهد امر معروف و نهى منکر کند، محتاج است به [چند چیز]:

[یکى آنکه] عالم باشد به حلال و حرام.

[دوم آنکه] از انجام وظائف و عمل به تکالیف خود فارغ باشد.

[سوم آنکه] در مقابل مردم با خلوص نیت و صفا و مهربانى و نرمى و مدارات رفتار کند، و دعوت به حق و امر و نهى با لطف و مهربانى و حسن گفتار و بیان خوش صورت گیرد.

[چهارم آنکه] اخلاق و عقول و اندازه درک و فهم اشخاص را در نظر گرفته، و هر کسى را مطابق مقام و درک او مورد توجه و خطاب قرار بدهد.

[پنجم آنکه] به مکر و حیله‏هاى نفس و شیطان بینا و مطلع گردد.

[ششم آنکه] در مقابل آنچه به او می رسد  [از مخالفت و آزار و زحمت دیگران]‏ متحمل و صابر شود، و در صدد مجازات و مقابلت نیامده، و از آنان گله و شکایت نکرده، و با خود پسندى و خود بینى و درشتخویى و تندى با آنان روبرو نشود.

[هفتم آنکه] نیت خود را در این دعوت خالص و تنها براى خدا قرار داده، و پیوسته از پروردگار متعال یارى و توفیق درخواست نموده، و مطلوب و منظور او خدا و ثواب الهى باشد.

پس اگر آنان مخالفت کرده و شروع به آزار و اذیت نمودند، با کمال صبر و تحمل براى انجام وظیفه خود استقامت بورزد. و اگر موافقت کرده و قبول نمودند، سپاسگزارى و شکر کرده، و در همه حال امور خود را به پروردگار متعال واگذار نموده، و به عیوب و نواقص نفس خود متوجه باشد. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۸۳ ح۵۲

۳) احتمال خطر نباشد.

امام رضا (ع): الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَاجِبَانِ إِذَا أَمْکَنَ وَ لَمْ تَکُنْ خِیفَهٌ عَلَى النَّفْسِ.

امر به معروف و نهی از منکر در صورتی واجب است که شرائط مهیا باشد و احتمال خطر نداشته باشد. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص : ۷۷ ح۲۷

4) هر قدمی که در امر به معروف برمی دارید صدقه است چه رسد به انفاق در این مسیر!

پیامبراکرم(ص): إِنَّ عَلَى کُلِّ مُسْلِمٍ فِی کُلِّ یَوْمٍ صَدَقَهً؛ قِیلَ مَنْ یُطِیقُ ذَلِکَ؟ قَالَ (صلّی الله علیه و آله): أَمْرُکَ بِالْمَعْرُوفِ صَدَقَهٌ وَ نَهْیُکَ عَنِ الْمُنْکَرِ صَدَقَهٌ.

بر هر مسلمانى لازم است در هر روز یک صدقه بپردازد، گفته شد: چه کسى توانایی چنین کاری را دارد؟

فرمود: امر به معروف شما صدقه است، همانطور که نهى از منکر شما نیز صدقه میباشد. بحار الأنوار  ، ج‏۷۲ ،ص۵۰

5) نجات مؤمن یا گنجشک ؟

از امام محمد باقر(ع) سؤال شد که: إنقاذ الأسیر المؤمن من محبینا من ید الناصب یرید أن یضله بفضل لسانه و بیانه أفضل، أم إنقاذ الأسیر من أیدی [أهل‏] الروم؟ قال الباقر علیه السلام للرجل: أخبرنی أنت عمن رأى رجلا من خیار المؤمنین یغرق و عصفوره تغرق لا یقدر على تخلیصهما بأیهما اشتغل فاته الآخر أیهما أفضل أن یخلصه قال الرجل من خیار المؤمنین. قال ع فبعد ما سألت فی الفضل أکثر من بعد ما بین هذین، إن ذاک یوفر علیه دینه و جنان ربه، و ینقذه من النیران، و هذا المظلوم إلى الجنان یصیر.

آیا رهانیدن اسیر مؤمن از دوستانمان  از چنگ یک ناصبی که می خواهد او را با سخنانش گمراه کند بهتر است یا رهانیدن اسیری از چنگ [کفار] اهل روم؟

امام محمدباقر علیه‏السلام فرمودند: تو اول بگو بدانم اگر مردی از نیکان در حال غرق شدن باشد و گنجشکی نیز در آن لحظه در حال غرق شدن باشد و قادر به نجات هر دوی آنها نباشد، -به خاطر اینکه اگر به هر کدام بپردازد مورد دیگر از دست میرود- در این صورت کدام یک را باید نجات دهد؟ آن فرد گفت: همان فردی که از نیکان است را باید نجات دهد. آنگاه امام فرمودند:  بُعد و فاصله این دو که پرسیدی از فاصله مابین نجات گنجشک و مؤمن خیلی بیشتر است. [یعنی اگر جواب سؤال من راحت و مشخص است، جواب سؤال تو بسیار شفاف­تر و واضح­تر است.] به خاطر اینکه با نجات اولی دین و بهشت الهی او را حفظ کرده و از آتش جهنم رهایش ساخته در حالی که آن فرد دوم
به سمت بهشت خواهد رفت؛ [چون در فرض سؤال به دین نفر دوم خدشه ای وارد می شود بلکه فقط جسم او در خطر است.] تفسیرالإمام‏العسکری ص۳۴۹

[با توجه به جواب امام باقر علیه الصلاه و السلام معلوم شد که اگر مقداری پول داشته باشیم و بخواهیم در راه خدا انفاق کنیم بهترین راه چه راهی است؟ تبلیغ دین یا رفع مشکلات معیشتی مردم یا ... ؟!!]

6) آیا ممکن است با امر به معروف و نهی از منکر صحیح و شرعی ضرری متوجه ما شود؟

امام صادق (ع): أَیُّهَا النَّاسُ اومُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَإِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ لَمْ یُقَرِّبَا أَجَلًا وَ لَمْ یُبَاعِدَا رِزْقاً.

اى مردم! امر به معروف و نهى از منکر کنید، زیرا امر به معروف و نهى از منکر هیچ مرگى را نزدیک و هیچ رزقى را دور نساخته‏اند. بحارالأنوار ج : ۹۷ ص:73 ج:10

7) علت ترک امر به معروف و نهی از منکر

امام حسین (ع): «اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَى الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِلَى قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهِ الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ رَغْبَهً فِیمَا کَانُوا یُنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَهً مِمَّا یُحْذَرُونَ وَ اللَّهُ یَقُولُ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ …»

اى مردم از پند و اندرزى که خداوند -با نکوهش دانشمندان- به دوستان خود داده است عبرت بگیرید؛ در آنجا که [در قرآن‏] می فرماید: «چرا مربّیان خداپرست و دانشمندان، آنان را از گفتار گناه آلودشان باز نمى‏دارند؟ (مائده: ۶۳)»، و [در آیه‏اى دیگر] می فرماید: «افرادی که از بنی اسرائیل کافر شدند مورد لعن قرار گرفتند – تا آنجا که می فرماید:- آرى، بد بوده است آنچه را که انجام مى‏دادند. (مائده: ۷۸)»، و تنها دلیل انتقاد و بدگوئى خداوند از دانشمندان این بود که آن افراد با اینکه اعمال منکر و ناپسند ستمکاران را مشاهده مى‏کردند، ولى به جهت بهره‏اى که از آنان مى‏بردند و هراسى که از آن بر حذر بودند، در منع و بازداشتن ایشان هیچ قدمى بر نمى‏داشتند. در حالى که خداوند مى‏فرماید: «شما از مردم مترسید، و از من بترسید. (مائده: ۴۴)» بحارالأنوار ج: ۹۷ ص : ۷۹ ح۳۷

8)شاخص اساسی و مهم زندگی اهل بیت(ع) و علت قیام اباعبد الله الحسین :

در زیارتنامه‏هاى معصومین (علیهم السلام) امر به معروف و نهى از منکر یکى از شاخص‏هاى اساسى و مهم زندگى آنها به شمار آمده است. چنانکه در زیارت جامعه آمده است «وامرتم بالمعروف و نهیتم عن المنکر و جاهدتم فى الله حق جهاده حتى اعلنتم و بینتم فرائضه‏»: امر به معروف و نهى از منکر نمودید و حق جهاد را در دین خدا بجا آوردید تا آنکه دعوت الهى را آشکار ساخته، واجباتش را بیان نمودید

نیز در زیارت امام حسین(ع) در حرم امیرالمؤمنین(ع) مى‏خوانیم: «و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و تلوت الکتاب حق تلاوته‏»: امر به معروف و نهى از منکر نمودى و قرآن را چنانکه شایسته است‏ خواندی

« و نصحتم له فى السر و العلانیه و دعوتم الى سبیله بالحکمه و الموعظه الحسنه و بذلتم انفسکم فى مرضاته‏»: به خاطر خدا مردم را در پنهان و آشکار نصیحت کردید و به راه حق یا برهان و حکمت و پند و موعظه نیکو دعوت کردید و در راه خشنودى خدا از جان خود گذشتید.

وقتی امام حسین می خواست از مکه خارج شود، وصیت نامه ای نوشت و آن را به برادر خود محمد بن حنفیه داد. حضرت در این وصیت نامه می فرماید: «إِنّی لَمْ أَخرُجْ أَشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، إِنَّما خَرجْتُ لِطَلَبِ إلاصلاحِ فی
أُمَّهِ جَدّی، أُُریدُ أنْ آَمُرَ بالمَعروفِ و أنهی عَنِ المنکَرِ وَ اَسیرُ بِسیرَهِ جَدّی و أبی
؛ من برای جاه طلبی و کام جویی و آشوبگری و ستمگری قیام نکردم، بلکه برای اصلاح در کار امت جدم قیام کردم می خواهم امر به معروف و نهی از منکر و به شیوه جد و پدرم حرکت کنم.

امام حسین(علیه السلام) در سخنرانی معروف خود (خطبه امر به معروف و نهی از منکر) موقعیت عبرت آموز دانشمندان یهود را به بزرگان صحابه؛ این چنین یادآوری میکند که: ای آگاهان جامعه مسلمان بدانید چه بلایی بر سر شما و جامعه تان می اید! اسلام از مسیر خود خارج شده است؛ اما شما سکوت کرده اید! آگاهی
شما برایتان مسئولیت به بار می آورد
. به مسئولیت خود عمل کنید! من هم به وظیفه خود عمل می کنم و به شما هشدار می دهم که مبادا همانند دانشمندان یهود شوید و سزاوار نفرین خدا گردید

امام در خطبه معروف خود می فرماید: «و قَد تَرَونَ عهود اللهِ مَنقوضَهً، فَلا تَفزَعونَ، و أنتم لِبَعضِ ذِمَمِ آبائکم تَفزَعونَ وَ ذِمَهُ رَسولِ اللهِ مَحقورَهٌ وَ العُمی و البکمُ و الزَمنی فی المَدائِنِ وَ البِلادِ مهمَلَهٌ و لا تُرحَمونَ و لا فی مَنزِلَتِکم تعْمَلونَ وَ لا مِن عَمَلٍ فیها تُعینونَ وَ بالاِدّهانِ و المصانَعَهِ عِندَ الظَلَمَهِ تأمَنونَ، کل ذلِکَ أمَرَکمُ الله بِه مِنَ النَهی و التَناهی و أنتم غافِلونَ و أنتم أعظَمُ الناسِ مُصیبهً لِما غَلَبْتم عَلَیه مِنْ مَنازِلِ العلماءِ لو کنتم تَسْعَونَ ذلِک بِانَّ مَجارِی الأمورِ و الاحکامِ عَلی ایدی العلَماء بِاللهِ، الأمَناءِ عَلی حَلالِه و حَرامِه، فَأنتمْ المَسلوبوُنَ تِلکَ المنزِلَه و ما سَلَبْتم ذلِکَ اِلاّ بِتَفَرُقِّکم عَنِ الحَق و اختِلافِکم فی السُّنَهِ بَعد البَینَهِ الواضِحهِ؛ شما می بینید که حقوق و پیمان های خداوند شکسته
می شود و فریاد نمی زنید در حالی که برای بعضی از حقوق از دست رفته اجداد و پدرانتان فریاد بر می آورید. حقوق رسول خدا پایمال شده و به یغما رفته است و کوران، کران و بینوایان در کشور رها شده و مورد توجه و رحمت قرار نمی گیرند. شما در مسئولیت خویش، در حد توانایی خود کار نمی کنید و به کسی هم که وظیفه خود را انجام می دهد، اعتنا ندارید و به مسامحه و سازش با ستم گران و همکاری با آنان خود را آسوده می سازید. این بدین جهت است که خداوند شما را به جلوگیری از منکرات فرمان داده است و شما از آن غافلید
؛ برای اینکه نتوانستید مقام دانشمندان را حفظ کنید و این مقام و موقعیت از شما گرفته شد. شما مردمی هستید که بیشترین گرفتاری را دارند. ای کاش برای حفظ موقعیت خود کوشش می کردید؛ زیرا زمام امور باید در دست کسانی باشد که عالم به احکام خدا و حلال و حرام او هستند. شما این مقام را داشتید؛ اما به خاطر جدا شدن از حق و پراکندگی از سنت پیامبر(ص) آن را از دست شما گرفتند، با اینکه دلیل روشن داشتید

امام حسین(علیه السلام) در مرحله بعد به معاویه نامه ای می نویسد و او را مورد انتقاد
قرار می دهد و در آن نامه به معاویه می گوید: «به خدا قسم، من از اینکه الآن با تو نبرد نمی کنم، می ترسم در بارگاه الهی مقصر باشم

امام حسین(علیه السلام) در بین راه، وقتی از مکه خارج شد، در وصیت نامه خود، هدف حرکت و قیام خود را بیان می کند و وقتی که در بین راه، خبر شهادت حضرت مسلم را می شنود، خطبه ای می خواند و می فرماید: «إِنَّ هذه الدنیا قَدْ تغیرت و تنکّرت و ادبر معروفها فلم یبق منها الاّ صُبابه کصُبابهِ الاناء و خسیس عیش کالمرعی الوبیل. ألا تَرَونَ إنَّ الحَقَ لا یعْمَلُ بِه وَ إنَّ الباطِلَ لا یتَناهی عَنهُ لِیرغَبْ المؤمِنُ فی لِقاءِ الله مُحِقّاً؛ براستی این دنیا دگرگون شده و زشت گردیده است و نیکی آن پشت کرده و جز قطراتی بسان قطرات باقی
مانده در ظرف از آن نمانده است و محیط زندگی پست و همانند چراگاهی وبا خیز شده است. ایا نمی بینید که به حق عمل نمی شود و از باطل نهی نمی گردد؟ انسان مؤمن باید شایسته دیدار خداوند باشد