چند روز بعد عملیات، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش...

هرجا میرفت همراه خودش میبرد.

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت:آرپی جی زن بوده، توی عملیات انقدر آرپی جی زده که دیگه نمیشنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه...

پ ن 1:وزیر محترم صنعت،آقای نعمت زاده برای یک عمل پیچیده گوش یکماه رفته است آلمان و فرموده اند تکنیک این عمل از بس که پیچیده است تا 80 سال دیگر هم به ایران نمیرسد! مریم جان،عزیزم یک تک پا برو پاویون بچه های ENT ببین راست گفته یا نع؟! یک وقت مشغولوذومبه! ملت نشویم...

پ ن2: این روزها عجیب دلم تنگ میشود برای جوان های نوزده بیست ساله ای که بدون یک لحظه تردید یا تدبیر، آرپی جی شان را میگذاشتند روی شانه شان و سربالایی خاکریز را یک نفس میدویدند بالا .. بعد توی یک دشت صاف.. بدون حتی یک جانپناه.. جلوی تانک دشمن می ایستادند و آنقدر شلیک میکردند تا پرده گوش هایشان پاره میشد و از گوش هایشان خون می چکید.. چند تایشان با شلیک مستقیم تانک ، پودر شدند؟ چند نفرشان آتش گرفتند؟ چند نفرشان زیر شنی تانکها له شدند؟... بدون اینکه به 80 سال بعدشان فکر بکنند..

پ ن3:دعوت به انصراف از یارانه،آنهم از کرانه رود راین!

http://www.ghadiany.ir/1393/21952